ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )

141

معجم البلدان ( فارسى )

اصمعى گويد : آنچه گروه « حره » ها : مىگويند يعنى حرّهء شوران ، حرهء ليلى ، حرهء واقم ، حرهء نار و همهء منزلهاى بنى سليم تا مدينه گرد آن را فرا گرفته است يكپارچه حجاز است . نيز اصمعى در كتاب جزيرة العرب گويد : حجاز دوازده پارچه است . مدينه ، خيبر ، فدك ، ذو المروه ، داربلى ، دار اشجع ، دار مزينه ، دار جهينه و گروهى از هوازن و بيشتر سليم و بيشتر هلال ، و پشت حره ليلى ، از سمت شام شعب و بدا است . اصمعى در جاى ديگر از كتاب خود گويد : حجاز از مرز صفاء از « عبلاء » و « تباله » تا مرزهاى شام است . و از آنش حجاز گفتند كه حاجز و پرده است ميان تهامه و نجد ، بنا بر اين مكه از تهامه و مدينه از حجاز باشد و طائف از حجاز است . ديگرى گويد : مرز حجاز از « معدن نقره » تا مدينه است ، پس نيمى از مدينه در حجاز است . و برابر آن كوهى است كه آن را « اسود - سياه » گويند و نيم آن از حجاز و نيم ديگرش از نجد است . ابن ابى شبّه « 1 » گويد : مدينه از حجاز باشد . از بو منذر هشام روايت است كه گفت : حجاز از خط ميان دو كوه طئ باشد تا گذرگاه از عراق به مكه . ديگرى گفته است كه چون ميان « غور » و شام ميان « سراة » و نجد را جدا كرده به اين نام خوانده شده است . از ابراهيم حربى آورده‌اند كه : تبوك و فلسطين از حجاز باشد . برخى از تاريخ نگاران گويند : آنگاه كه زبان مردم بابل به بلبله افتاد و عربها پخش شدند و هر يك به سرزمين خود رفت ، قبيلهء طسم بن ارم با فرزندان و نوادگانى به دنبال برادران خود كه هر يك سرزمينى را اشغال كرده بودند رفتند ، و در حجاز پيش از ايشان فرود آمدند و آن را « حجاز » ناميدند . زيرا كه در آنجا به سبب خوشى آب و هوا و پر بركت بودن كه در آن روزگار داشت از رفتن به جاى ديگر بازمانده بودند . بهترين همهء اين گفته‌ها و رساتر و دقيقتر از همهء گفتهء بومنذر هشام پسر بو نضر كلبى است كه در كتاب « افتراق العرب » [ 206 ] كه مرزهاى جزيرة العرب را مشخص كرده است چنين گويد : سرزمينهاى عرب در اين جزيره كه ايشان در آن فرود آمده زاد و ولد كردند در شعر عرب پنج بخش است : « 2 » تهامه ، حجاز ، نجد ، عروض و يمن . زيرا كه كوه سراة كه بزرگترين كوههاى عربستان و نام بردارترين آنهاست از بيخ يمن پيش آمده تا به پيرامون بيايان شام مىرسد پس تازيان آن را حجاز خواندند زيرا كه ميان غور كه فرو رفتگى تهامه و پست است و ميان نجد كه در بلندى است جدا مىكند . پس پشت آنجا در باختر اين كوه تا كرانهء دريا سرزمين قبيله‌هاى اشعرى و عكّ و كنانه و جز ايشان باشد ، و از اين طرف تا « ذات عرق » و « جحفه » و مانند آن و سرزمينهاى پائينتر غور ( غور تهامه ) باشد . تهامه شامل همهء اين بخش نيز هست . و آنچه در خاور اين كوه از بيابانهاى نجد تا مرزهاى عراق و سماوه پشت آن است ، نجد باشد . و نجد شامل همهء آنهاست و كوه بلندترين جاى آن و حجاز ( - پرده ) است . و آنچه در خاور آن از كوهستان باشد كه به سوى « فيد » و « جبلين » تا مدينه و از سرزمين مذحج « تثليت » است ، و پائين‌تر از آن تا بخش « فيد » حجاز باشد ، و تازيان آن را « نجد » « جلس » ، « حجاز » نامند . و حجاز شامل همهء آنهاست . و سرزمين يمامه و بحرين و آنچه در آنهاست عروض باشد ، و آنجا نيز شامل « نجد » - بلندى و « غور » - پست كه نزديك دريا است و دره‌هاى سرازير مىباشد . و عروض شامل همهء اينهاست . و آنچه در پشت تثليت و نزديك آن تا صنعا و پيرامون آن و شهرهائى كه اطراف آن تا حضر موت و شحر و عمان و ميان آنهاست يمن است ، كه خود تهامه‌ها ( - پستيها ) و نجدها ( بلنديها ) دارد و يمن شامل همهء اينهاست . بو منذر گويد : بو مسكين محمد پسر جعفر پسر وليد از پدر خود از سعيد پسر مسيّب آرد كه گفت : آنگاه كه خداوند متعال زمين را بيافريد بركشيده شد ، پس خداوند آن را با كوه سرات بزد و سراة بزرگترين و نامبردارترين كوه‌هاى عربستان است ، كه از مرز يمن تا دره‌هاى شام كشيده شده و تازيان ، آن را حجاز خواندند زيرا كه ميان غور كه پستيهاست و ميان نجد كه بلنديها باشد جدا كرده است . آغاز آن از يمن است و تا به دره‌هاى شام مىرسد و دره‌هاى بسيار ، آن را پاره پاره كرده است تا به بخش « نخله » مىرسد . از آنهاست حيص و يسوم كه دو كوه در نخله هستند ، و كوههاى ديگر از آن جدا شده‌اند ، كه از آنهاست : ابيض ، جبل العرج ، قدس ، آرة [ 207 ] اشعر و اجرد . او از شعر لبيد چنين گواه آورده است :

--> ( 1 ) . از منابع كار ياقوت است كه نام او تنها در اينجا و چ ع 4 : 238 ديده مىشود . ( 2 ) . اين بخشبندى پنجگانى در چ ع 2 ص 77 ، س 10 نيز ديده مىشود .